|
باران یخ
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
امشب شب خیلی با حالی هست [ جمعه دوم بهمن 1388 ] [ 1:2 قبل از ظهر ] [ علیرضا ]
سسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسلام
من اومدم ۲ روزه دیگه کنکور کارشناسی دارم.واسم دعا کنیدو برمی گردم [ چهارشنبه سی ام آبان 1386 ] [ 11:46 بعد از ظهر ] [ علیرضا ]
سلام دوستان این منم که از اعماق وجود یخی ام شما را صدا میکنم امیدوارم که حال همگی شما خوب باشه مثل من. کمکم امتحنات فینال رو به پایانه و بایاد خودم رو واسه ۲۲ تیر آماده کنم واسم دعا کنید دوستدار شما علیرضا..........................................................................................................
[ جمعه هشتم تیر 1386 ] [ 9:50 بعد از ظهر ] [ علیرضا ]
تو چرا سنگ شدی [ پنجشنبه دهم خرداد 1386 ] [ 0:25 قبل از ظهر ] [ علیرضا ]
[ پنجشنبه دهم خرداد 1386 ] [ 0:22 قبل از ظهر ] [ علیرضا ]
[ پنجشنبه دهم خرداد 1386 ] [ 0:15 قبل از ظهر ] [ علیرضا ]
[ پنجشنبه دهم خرداد 1386 ] [ 0:7 قبل از ظهر ] [ علیرضا ]
وای ،باران؛ ... [ چهارشنبه نهم خرداد 1386 ] [ 11:51 بعد از ظهر ] [ علیرضا ]
سلام
تا حالا شده که از ناراحتی تب کنید ؟ فکر نمی کنم واسه کسی همچین اتفاقی افتاده باشد اما من امروز این واقعه ی تلخ رو تجربه کردم. یه چیزه دیگه اونم اینه که من تا حالا هیچ رفیقی نداشتم که تو همچین مواقعی با هم صحبت کنیم اما خدا رو به این شب بارونی قسم میدم که یکی که منو بفهمه از در غیب برسونه فرقی نمی کنه کیه فقط بیاد.تو را من چشم در راهم....................
[ سه شنبه یکم اسفند 1385 ] [ 0:42 قبل از ظهر ] [ علیرضا ]
چيزی بگو اسم: من مرگ را ... اينک موج ِ سنگينگذر ِ زمان است که در من ميگذرد. اينک موج ِ سنگينگذر ِ زمان است که چون جوبار ِ آهن در من ميگذرد. اينک موج ِ سنگينگذر ِ زمان است که چونان دريائي از پولاد و سنگ در من ميگذرد. □ در گذرگاه ِ نسيم سرودي ديگرگونه آغاز کردم در گذرگاه ِ باران سرودي ديگرگونه آغاز کردم در گذرگاه ِ سايه سرودي ديگرگونه آغاز کردم. نيلوفر و باران در تو بود خنجر و فريادي در من، فواره و رويا در تو بود تالاب و سياهي در من. در گذرگاهات سرودي ديگرگونه آغاز کردم. □ من برگ را سرودي کردم سر سبزتر ز بيشه من موج را سرودي کردم پُرنبضتر ز انسان من عشق را سرودي کردم پُرطبلتر ز مرگ سرسبزتر ز جنگل من برگ را سرودي کردم پُرتپشتر از دل ِ دريا من موج را سرودي کردم پُرطبلتر از حيات من مرگ را سرودي کردم. [ دوشنبه دهم مهر 1385 ] [ 6:17 بعد از ظهر ] [ علیرضا ]
رنگي كنار شب خوابي شگفت ميدهد آزارش: [ دوشنبه دهم مهر 1385 ] [ 6:12 بعد از ظهر ] [ علیرضا ]
[ پنجشنبه یکم تیر 1385 ] [ 8:34 بعد از ظهر ] [ علیرضا ]
بگذار يک دل سير به درختها نگاه کنم شايد شاخه اي دردلم سبز شود آنوقت مي تواني درپاييز آن را بشکني وهيمه ي اجاقت کني براي لحظه اي که مي تواند چشمهاي خيس ترا گرم کند اين روزها آرزوهايم هم ميني مآل شده است به خيال چشم تو هم دلخوشم گفتم بهاراست گفت ازتکرار خوشم نمي ايد گفتم بهاراست ولي . گفت ازتکرار خوشم نمي ايد اونظربه واژه داشت و من به طبيعت راستي ازکجا مي دانست من وسواس دارم [ چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385 ] [ 10:29 بعد از ظهر ] [ علیرضا ]
ده ثانیه تا انتها/پایونی بی سر و صدا/بی خبر از هر شب و روز/من و یه شمع نیمه سوز/یکی گذشت از ثانیه/9تای دیگه باقیه/ایکاش تو لحظه ای که رفت /میدیدمش یه بار دیگه/اون دور بود و تو حسرت ثانیه ها که میگذشت./ایکاش تو این 1 ثانیه بی بودنش نمیگذشت/ساعت میگه 2 ثانیه 8 تای دیگه باقیه/.یه عمر نشستم منتظر/.کی میگه اینا بازیه/؟فقیر بودن جرم منه.عاشق بودن تنها گناه/.یه عمری چشم به در بودماین آخرا هم چشم براه/.ساعت بازم بهم میگه./3 ثانیه رفته دیگه./خبر داری چه زود گذشت؟مونده فقط 7 ثانیه./هی با خودم گفتم میاد/.اُمیدتو ندی به باد./داد میزدم پس کی میاد؟کسی جوابمو نداد/.من موندم و 2 ثانیه./ازم فقط این باقیه/.ثانیه پشت سر هم رفتن تا 6و7و8/.لحظه تو گوشم داد میزد 8 ثانیه ازت گذشت/.من موندم و 2 ثانیه/.ازم فقط این باقیه/.هنوز نشستم منتظر./چشم امیدم ساقیه/.آی ای خنک باد سحر/.واسش ببر تو این خبر./بگو که من تا آخرین خیره بودن چشام به در/.ثانیه نهم که رفت مونده فقط 1 ثانیه/.سرت سلامت نازنین.ا/ز من یه لحظه باقیه/.قسمت نشد ببینمت /.شاید که لایق نبودم/.منتظرت بودم یه وقت نگی که عاشق نبودم/ثانیه 10 گل یاس/راحت شدم دیگه خلاص./آزاد شدم میام پیشت./بی واهمه بی هیچ هراس/.قشنگترین ثانیه ها این 10 تا بود که زود گذشت/رویای شیرین بود و ناب چون با خیال تو گذشت/ ![]() [ یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385 ] [ 3:26 بعد از ظهر ] [ علیرضا ]
همه هستي من آيه تاريكيست كه ترا در خود تكرار كنان به سحرگاه شكفتن ها و رستن هاي ابدي خواهد برد من در اين آيه ترا آه كشيدم آه من در اين آيه ترا به درخت و آب و آتش پيوند زدم زندگي شايد يك خيابان درازست كه هر روز زني با زنبيلي از آن مي گذرد زندگي شايد ريسمانيست كه مردي با آن خود را از شاخه مي آويزد زندگي شايد طفلي است كه از مدرسه بر ميگردد زندگي شايد افروختن سيگاري باشد در فاصله رخوتناك دو همآغوشي يا عبور گيج رهگذري باشد كه كلاه از سر بر ميدارد و به يك رهگذر ديگر با لبخندي بي معني مي گويد صبح بخير زندگي شايد آن لحظه مسدوديست كه نگاه من در ني ني چشمان تو خود را ويران مي سازد و در اين حسي است كه من آن را با ادراك ماه و با دريافت ظلمت خواهم آميخت در اتاقي كه به اندازه يك تنهاييست دل من كه به اندازه يك عشقست به بهانه هاي ساده خوشبختي خود مي نگرد به زوال زيباي گلها در گلدان به نهالي كه تو در باغچه خانه مان كاشته اي و به آواز قناري ها كه به اندازه يك پنجره مي خوانند آه سهم من اينست سهم من اينست سهم من آسمانيست كه آويختن پرده اي آن را از من مي گيرد سهم من پايين رفتن از يك پله متروكست و به چيزي در پوسيدگي و غربت واصل گشتن سهم من گردش حزن آلودي در باغ خاطره هاست و در اندوه صدايي جان دادن كه به من مي گويد دستهايت را دوست ميدارم دستهايم را در باغچه مي كارم سبز خواهم شد مي دانم مي دانم مي دانم و پرستو ها در گودي انگشتان جوهريم تخم خواهند گذاشت گوشواري به دو گوشم مي آويزم از دو گيلاس سرخ همزاد و به ناخن هايم برگ گل كوكب مي چسبانم كوچه اي هست كه در آنجا پسراني كه به من عاشق بودند هنوز با همان موهاي درهم و گردن هاي باريك و پاهاي لاغر به تبسم معصوم دختركي مي انديشند كه يك شب او را باد با خود برد كوچه اي هست كه قلب من آن را از محله هاي كودكيم دزديده ست سفر حجمي در خط زمان و به حجمي خط خشك زمان را آبستن كردن حجمي از تصويري آگاه كه ز مهماني يك آينه بر ميگردد و بدينسانست كه كسي مي ميرد و كسي مي ماند هيچ صيادي در جوي حقيري كه به گودالي مي ريزد مرواريدي صيد نخواهد كرد من پري كوچك غمگيني را مي شناسم كه در اقيانوسي مسكن دارد و دلش را در يك ني لبك چوبين مي نوازد آرام آرام پري كوچك غمگيني كه شب از يك بوسه مي ميرد و سحرگاه از يك بوسه به دنيا خواهد آمد [ یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385 ] [ 3:14 بعد از ظهر ] [ علیرضا ]
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| [ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||